إبر

🌐 سوزن‌ها

«إبر» جمعِ «إبرة» است و در اصل به معنی «سوزن‌ها» می‌آید؛ یعنی ابزارهای باریک و نوک‌تیز برای دوخت‌ودوز یا کاربردهای پزشکی. در زبان فارسی هم «ابر» ممکن است به‌صورت متفاوتی شنیده شود، اما در عربی این واژه معمولاً جمعِ سوزن است و گاهی در ترکیب‌های تخصصی هم دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نیش‌ها

جمله سازی با إبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يستخدم الخياط إبر دقيقة لعمل التطريز اليدوي.

خیاط از سوزن‌های ظریف برای گلدوزی دستی استفاده می‌کند.

💡 بعض أنواع الأسماك لديها إبر يمكن أن تسبب لسعات مؤلمة.

برخی از انواع ماهی‌ها دارای خارهایی هستند که می‌توانند باعث نیش دردناک شوند.

💡 اشترت الممرضة علبة إبر جديدة للمستشفى.

پرستار یک جعبه سوزن نو برای بیمارستان خرید.

💡 ‬فجهزت مسبقا جيركن ً‬ ‫زجاجات الجازولين واستعارت من أمها مجموعة من إبر الخياطة الرفيعة‬ ‫لتسليك فتحات الكاربيرتير إذا انسدت‪.

او از قبل یک بشکه پر از بطری‌های بنزین آماده کرده بود و یک سری سوزن خیاطی نازک از مادرش قرض گرفته بود تا در صورت گرفتگی سوراخ‌های کاربراتور، آنها را باز کند.

💡 أخبرنا عالم الطبيعة عن الحيوانات التي تمتلك إبر سامة.

این طبیعت‌شناس درباره حیواناتی که سوزن‌های سمی دارند به ما گفت.

💡 خاف الطفل من إبر الحقن قبل أن يطمئنه الطبيب.

کودک قبل از اینکه پزشک به او اطمینان خاطر بدهد، از سوزن تزریق می‌ترسید.

کلمات مرتبط