الإذن

🌐 اجازه

«الإذن» به معنای اجازه دادن، رخصت دادن و مجاز شمردن است. وقتی کسی به دیگری «إذن» می‌دهد، یعنی به او اجازهٔ انجام کاری را می‌دهد. این واژه در امور رسمی، حقوقی و روزمره بسیار رایج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اجازه

📌 مجوز

📌 مجاز

📌 اختیار دادن

📌 ترک

جمله سازی با الإذن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وينبغي ألا يكون الاستناد إلى التوصية أو الإذن استناداً غير معقول.

اتکا به یک توصیه یا اجازه نباید غیرمنطقی باشد.

💡 أذن الطبيب بفحص الاذن بعد أن اشتكى الطفل من ألم شديد في الجهة اليمنى.

پزشک پس از شکایت کودک از درد شدید در سمت راست، معاینه گوش را تجویز کرد.

💡 استعمل سماعة الاذن أثناءَ المكالمةِ حتى لا يزعجَ من حولَه.

در طول مکالمه از هدست استفاده کنید تا مزاحم اطرافیانتان نشوید.

💡 تعتبر الأفعال المساعدة ضرورية للتعبير عن الإذن والالتزام في الكتابة.

افعال کمکی برای بیان اجازه و الزام در نوشتار ضروری هستند.

💡 يجب تنظيف الاذن بلطف لتجنّب الالتهابات أو تلف الغشاء الداخلي.

گوش باید به آرامی تمیز شود تا از عفونت یا آسیب به غشای داخلی جلوگیری شود.

💡 استعمل سماعة الاذن عندَ السفرِ لتخفيفِ الضوضاءِ الخارجيةِ.

هنگام سفر برای کاهش نویز خارجی از هدفون استفاده کنید.

کلمات مرتبط