الاذن
🌐 گوش
اسم (noun)
📌 گوش
جمله سازی با الاذن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سافر الموظف بعد أن نال الإذن من مديره قبل نهاية الدوام.
کارمند پس از اخذ اجازه از مدیر خود قبل از پایان روز کاری، سفر کرد.
💡 حصلتُ على الإذن بالدخولِ إلى المختبرِ قبلَ بدءِ التجربةِ العلمية.
قبل از شروع آزمایش علمی، اجازه ورود به آزمایشگاه را گرفتم.
💡 طلبَ الطالبُ الإذن من الأستاذِ للخروجِ دقائقَ إلى المكتبِ الإداريّ.
دانشجو از استاد اجازه خواست تا چند دقیقهای به دفتر اداری برود.
💡 في القصة القديمة، فسکتت الصباح عند باب القصر منتظرةً الإذن بالدخول.
در داستان قدیمی، صباح ساکت در دروازه کاخ ایستاده بود و منتظر اجازه ورود بود.
💡 يطرق الزائر الباب ثم ينتظر الإذن قبل أن يدخل إلى الغرفة بهدوء.
بازدیدکننده در میزند و سپس قبل از ورود بیسروصدا به اتاق، منتظر اجازه میماند.
💡 ووقف الرجل عند الباب ينتظر الإذن بالدخول.
مرد دم در ایستاده بود و منتظر اجازه ورود بود.