بٱلاذن

🌐 با اجازه

این واژه از ریشه «أذن» به معنای «گوش» و نیز «اجازه دادن» است. در کاربرد قرآنی و عربی، «بٱلاذن» معمولاً به «با گوش» یا «به‌اذنِ / با اجازه» نزدیک است، و بسته به متن می‌تواند معنای شنیدن، مجوز داشتن، یا انجام کاری با اجازه را برساند. در فارسی، نزدیک‌ترین مفهوم آن «به وسیله گوش» یا «با اجازه» است.

جمله سازی با بٱلاذن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا يجوز التصوير بٱلاذن في بعض الأماكن الخاصة إلا بعد الحصول على موافقة واضحة.

در برخی از اماکن خصوصی، عکاسی بدون رضایت صریح مجاز نیست.

💡 غادر الطالب القاعة بٱلاذن من الأستاذ بعدما انتهى من عرض بحثه أمام الجميع.

دانشجو پس از اینکه ارائه تحقیقش را به همه تمام کرد، با اجازه استاد سالن را ترک کرد.

💡 دخل الطبيب الغرفة بٱلاذن من الممرضة، ثم بدأ فحص المريض بهدوء واحترام.

دکتر با اجازه پرستار وارد اتاق شد، سپس با آرامش و احترام شروع به معاینه بیمار کرد.

کلمات مرتبط