اذن
🌐 اجازه
جمله سازی با اذن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتاج الطبيب إلى اذن خاص لزيارة المريض خارج ساعات الدوام.
پزشک برای ویزیت بیمار در خارج از ساعات کاری به اجازه ویژه نیاز داشت.
💡 اسمع االنتقادات الجارحة من اذن واحدة ومررها من االخرة
انتقادهای آزاردهنده را از یک گوش بشنوید و بگذارید از گوش دیگرتان عبور کند.
💡 الم تكتفي عندما اخذته اول مرة بدون اذني راضي :اخذت اذن البحر علياء :انت تتصرف على غير العادة اليوم؟
دفعه اول که بدون اجازه من برداشتی راضی نبودی؟ رادی: من از دریا اجازه گرفتم. آلیا: امروز داری طور دیگه ای رفتار می کنی؟
💡 في نفس الوقت اتصل بي رئيس منظمتنا قائال لي : ملاذا تعمل وتتكلم باسم منظمتنا دون اذن؟
در همان زمان، رئیس سازمان ما با من تماس گرفت و گفت: چرا بدون اجازه، از طرف سازمان ما کار می کنی و صحبت می کنی؟
💡 حصلت الشركة على اذن رسمي لافتتاح الفرع الجديد في وسط المدينة.
این شرکت مجوز رسمی برای افتتاح شعبه جدید در مرکز شهر را دریافت کرد.
💡 لا تدخل القاعة إلا بعد طلب اذن من المسؤول الموجود عند الباب.
بدون اجازه گرفتن از مسئول درب ورودی، وارد سالن نشوید.