لغت نامه دهخدا
تثبیة. [ ت َ ب ِ ی َ ] ( ع مص ) گردآوردن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || در زندگانی کسی [ را ] درود و ثنا گفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). مدح کردن کسی را و ثنا گفتن بر او در زندگی وی. ( از قطر المحیط ). ثنا گفتن بر مرد در زندگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اصلاح کردن چیزی. ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || افزودن. || تمام کردن. || بزرگ داشتن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شکایت از حال ونیاز خود کردن. ( شرح قاموس ). شکایت حال و حاجت خود پیش کسی بردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بر خوی پدر رفتن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || دوام کردن بر چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). پیوسته بودن در کاری. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || یاری خواستن. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بدی کردن. ( از قطر المحیط ) ( از شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نیکوئی کردن. ( از قطر المحیط ) ( از شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از لغات اضداد است. ( قطر المحیط ) ( شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).