تشخیص

لغت نامه دهخدا

تشخیص. [ ت َ ] ( ع مص ) معین کردن چیزی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). معین کردن و تمیز دادن چیزی از جز آن و از این است تشخیص امراض در نزد پزشکان. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). بازشناختن از یکدیگر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) :
چون نقش غم ز دورببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است.حافظ.|| بمعنی اجازه گرفتن نیز مستعمل است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به تشخص شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - تمیز دادن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر. ۲ - شناختن کسی یا چیزی .

فرهنگ عمید

۱. تمیز دادن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر، معین کردن اینکه چه چیز از چه نوع است، شناسایی: تشخیص بیماری او از عهدۀ پزشکان خارج بود.
۲. (ادبی ) نسبت دادن ویژگی های انسانی به موجودات غیر ذی روح یا امور انتزاعی، جاندارانگاری.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) تمیز دادن چیزی را از دیگری باز شناختن . ۲- ( اسم ) باز شناخت تعیین . جمع : تشخیصات .

فرهنگستان زبان و ادب

{diagnosis} [پزشکی] شناسایی بیماری براساس علائم و نشانه ها و تاریخچه و یافته های آزمایشگاهی

دانشنامه عمومی

تشخیص به معنی مشخص کردن طبیعت و علل چیزهاست. تشخیص در رشته های مختلفی با تفاوتهایی در کاربرد منطق، تحلیل و تجربه برای مشخص کردن روابط علیتی به کار می رود. در مهندسی سیستمها و علوم رایانه تشخیص معمولاً برای تعیین علل ایجاد علایم و کاهش مشکلات و راه حل برای مسائل به کار می رود.
تشخیص (فیلم ۱۹۹۳). تشخیص ( به هندی: Pehchaan ) فیلمی محصول سال ۱۹۹۳ و به کارگردانی دیپاک شیوداسانی است. در این فیلم بازیگرانی همچون سونیل شتی، سیف علی خان، شلیپا شیرودکار، مادهو، کیران کومار، رضا مراد، بینا بانرجی ایفای نقش کرده اند.
تشخیص (مجموعه تلویزیونی). تشخیص ( لهستانی: Diagnoza ) یک مجموعهٔ تلویزیونی درام پزشکی، لهستانی است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد.
• مایا اوشتاشفسکا
• آدام وُرونوویچ
• ماچئی زاکوشچیلنی
• ماگدالنا پوپوافسکا
• آلکساندرا کونیچنا
• میخاو چرنتسکی
• سونیا بوخوشیه ویچ
• توماش درابک
• آلکساندرا آدامسکا
• آنتونی کرولیکوفسکی
• بئاتا شچیباکوفنا
• یوزف پاوْوُفسکی
• کامیلا کامینسکا
• ووکاش سیملات
• ماچئی اشتور
• یان انگلرت
• دانوتا استنکا
• ماتئوش کوشچوکویچ
• آنا اسمووُویک
• مارتا مازورک
• داوید زاوادزکی
• مونیکا پیکووا
• یاتسک کرول
• آگنیشکا وُسینسکا
• ورونیکا روساتی
• الکساندرا چِـیِک
• اوا سروا
• یاتسک کناپ
• استانیسواف برودنی
• وویچیخ ژیلینسکی
• ماتیلدا پودفیلیپسکا
• توماش ددک
• ماریوش درنژک
• والدمار چیشاک
• کاتاژینا اسکارژانکا
• آگنیشکا پِشِـپیورسکا
• زوفیا دومالیک
• سباستیان استانکیه ویچ
• یوستینا اشنایدر

دانشنامه آزاد فارسی

تشخیص (پزشکی)(diagnosis)
تعیین علت بیماری یا مصدومیت، با توجه به نشانه ها و علایم به دست آمده، طی معاینه و پرس وجو از بیمار، بررسی نتیجۀ آزمایش ها، عکس های پرتونگاری یا اسکنها، و سوابق پزشکی بیمار.

ویکی واژه

diagnosi
تمیز دادن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر.
شناختن کسی یا چیزی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم