کنایه از استوار کردن

عبارتی به معنای تثبیت کردن یا محکم کردن چیزی در جای خود به صورت استعاره‌ای، مثل «ریسمان محکم بستن» برای نشان دادن استحکام و ثبات.

مترادف‌ها

تثبیت کردن، مستحکم کردن، پابرجا کردن، ثابت کردن

متضادها

متزلزل کردن، واژگون کردن، ویران کردن

جمله سازی با کنایه از استوار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استفاده از استعاره‌های مختلف برای بیان قدرت، اغلب به عنوان یک کنایه از استوار کردن پایه‌های یک حکومت یا یک نظام اجتماعی است.

💡 سخنرانی هیجان‌انگیز او در جمع، در واقع یک کنایه از استوار کردن باورها و عقاید جدید در ذهن شنوندگان و جوانان بود.

💡 تلاش مداوم تیم مدیریت برای بهبود فرآیندها، نوعی کنایه از استوار کردن اصول نظم و انضباط در بدنه سازمان و ارتقای کارایی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران