دست بر دست مالیدن
این عبارت به معنای دست روی دست گذاشتن و بیتحرکی کردن است. یعنی فردی که کاری انجام نمیدهد و منتظر است اتفاقی بیافتد بدون اینکه خودش تلاشی داشته باشد.
مترادفها
بیکار نشستن، دست روی دست گذاشتن
متضادها
دست به کار شدن، فعالیت کردن
جمله سازی با دست بر دست مالیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حالی که بحران اقتصادی و اجتماعی کشور رو به وخامت میرفت، مسئولان مربوطه همچنان در برابر مشکلات مردم دست بر دست مالیده و هیچ اقدام موثری انجام ندادند.
💡 اگر میخواهی در زندگی شخصی و حرفهای خود به موفقیتهای بزرگ دست یابی، نباید در گوشهای بنشینی و تنها با دست بر دست مالیدن منتظر فرصتها بمانی.
💡 شاهد بودیم که تیم مدیریت شرکت، علیرغم هشدارهای مکرر کارشناسان، در برابر تغییرات بازار دست بر دست مالید و در نهایت با خسارات جبرانناپذیری روبرو شد.