دست بر دست مالیدن
این عبارت به معنای دست روی دست گذاشتن و بیتحرکی کردن است. یعنی فردی که کاری انجام نمیدهد و منتظر است اتفاقی بیافتد بدون اینکه خودش تلاشی داشته باشد.
مترادفها
بیکار نشستن، دست روی دست گذاشتن
متضادها
دست به کار شدن، فعالیت کردن
این عبارت به معنای دست روی دست گذاشتن و بیتحرکی کردن است. یعنی فردی که کاری انجام نمیدهد و منتظر است اتفاقی بیافتد بدون اینکه خودش تلاشی داشته باشد.
بیکار نشستن، دست روی دست گذاشتن
دست به کار شدن، فعالیت کردن