رام و مطیع

فرمانبردار، آرام، تسلیم و پذیرا؛ کسی یا چیزی که مقاومت نمی‌کند.

مترادف‌ها

فرمانبردار، اهلی، مطیع، رام

متضادها

سرکش، یاغی، نافرمان

جمله سازی با رام و مطیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسب جنگی که توسط سوارکاران ماهر آموزش دیده است، در میدان نبرد بسیار رام و مطیع عمل کرده و به فرمان‌های کوچک نیز با دقت و سرعت اجرا می‌کند.

💡 تربیت صحیح فرزندان در سنین پایین باعث می‌شود که آن‌ها در آینده نسبت به قوانین جامعه و ارزش‌های اخلاقی، رفتاری بسیار رام و مطیع داشته باشند.

💡 برخلاف تصور عموم، حیوانات اهلی لزوماً همیشه رام و مطیع نیستند و گاهی رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیری از خود نشان می‌دهند که نیاز به مدیریت دقیق و مراقبت همیشگی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران