نحس و شوم
بدیمن و بدفرجام؛ ترکیبی برای توصیف چیزی که هم نحس است و هم شوم و نامبارک به نظر میرسد.
مترادفها
بدقدم، بدشگون، بدیمن، بدشانس، شوم
متضادها
خوشیمن، مبارک، خوشقدم، نیک، سعادتمند، خوششانس، خوشبخت
جمله سازی با نحس و شوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی مردم تصور میکردند که وقوع حوادث ناگوار در اوایل سال، نشانهای از یک دوره بسیار نحس و شوم برای تمام ساکنان این شهر است.
💡 آن اتفاق ناگوار که در نیمه شب رخ داد، برای خانوادههای زیادی که در آن محله زندگی میکردند، بسیار نحس و شوم و ترسناک بود.
💡 او همیشه از آن ساختمان قدیمی و متروکه که در انتهای کوچه بود، دوری میکرد چون فکر میکرد محیط آنجا بسیار نحس و شوم است.