برای شروع
در آغازِ کار، برای آغاز کردن چیزی. این عبارت معمولاً در بحثها، آموزشها یا برنامهریزیها برای شروع یک مرحله بهکار میرود. نمونه: « برای شروع بهتر است این مرحله را انجام دهیم.»
مترادفها
شروع کردن، آغاز کردن
متضادها
برای پایان
جمله سازی با برای شروع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای شروع این پروژه بزرگ و حیاتی، ما نیاز به یک تیم متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و مدیریت پروژه داریم که تجربه کافی داشته باشند.
💡 او قبل از انجام هرگونه فعالیت علمی، مطالعه بسیار گستردهای بر روی منابع مختلف انجام داد تا برای شروع کار، اطلاعات کافی و لازم را داشته باشد.
💡 برای شروع یک رژیم غذایی سالم و متعادل، بهتر است ابتدا تغییرات کوچک و تدریجی در سبک زندگی خود ایجاد کنید تا بتوانید آن را ادامه دهید.