برای شروع
در آغازِ کار، برای آغاز کردن چیزی. این عبارت معمولاً در بحثها، آموزشها یا برنامهریزیها برای شروع یک مرحله بهکار میرود. نمونه: « برای شروع بهتر است این مرحله را انجام دهیم.»
مترادفها
شروع کردن، آغاز کردن
متضادها
برای پایان
در آغازِ کار، برای آغاز کردن چیزی. این عبارت معمولاً در بحثها، آموزشها یا برنامهریزیها برای شروع یک مرحله بهکار میرود. نمونه: « برای شروع بهتر است این مرحله را انجام دهیم.»
شروع کردن، آغاز کردن
برای پایان