نوازش و مهربانی:
شعر: اول به هزار لطف بنواخت مرا، آخر به هزار غصه بگداخت مرا
در این شعر، بنواخت به معنای نوازش کردن، دلجویی و مهربانی کردن است.
ضربه زدن و کتک زدن:
شعر: بنواخت ز خشم بر فلک مشت، آن مشت تویی تو ای دماوند
در این بیت، بنواخت به معنای زدن و ضربه زدن است که به خشم و قدرت دماوند اشاره دارد.
نواختن ساز:
شعر: مطرب عشق ساز ما بنواخت، به نوا جان بینوا بنواخت
در اینجا، بنواخت به معنای نواختن ساز عشق و ایجاد موسیقی دلنشین است که به جان بینوا میرسد.