مالنکونیا

مترادف‌ها

افسردگی، مالیخولیا

متضادها

شادی، خوشحالی، نشاط

لغت نامه دهخدا

مالنکونیا. [ ل ِ ] ( اِ ) قرحه ای که در دو ساق پیدا آید. ( ابن البیطار، ج 1 ص 121، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): اذا درست و ضمد بها المالنکونیاو هی القروح التی تکون فی الساقین... ( مفردات ابن البیطار جزء اول ص 121 ). و رجوع به مالیکونیا و مالکونیا و لکلرک ج 1 ص 279 شود.

جمله سازی با مالنکونیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ادبیات قرون وسطی، مفهوم مالنکونیا به عنوان نوعی غم عمیق و دلتنگی بی‌دلیل که ریشه در ویژگی‌های روحی فرد دارد، توصیف می‌شد.

💡 تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های داستان نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها درگیر حالت مالنکونیا هستند که باعث انزوای اجتماعی و افسردگی شدید آن‌ها شده است.

💡 هنرمندان در دوره‌های مختلف تاریخ، سعی کرده‌اند با استفاده از رنگ‌های تیره و سایه‌های عمیق، حس مالنکونیا و اندوه را در آثار خود تجسم بخشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران