لغت نامه دهخدا
کشه کردن. [ ک َ / ک ِ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن: ترمیج؛ کشه کردن سطور بعد نوشتن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
کشه کردن. [ ک َ / ک ِ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن: ترمیج؛ کشه کردن سطور بعد نوشتن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن ترمیج کشه کردن سطور بعد نوشتن آن