طروج

لغت نامه دهخدا

طروج. [ ] ( اِخ ) حمداﷲ مستوفی در نزهةالقلوب ذیل ذکر انهار آذربایجان آورده: آب تغتو، از کوههای کردستان به حدود گریوه سیناء برمیخیزد و به آب جغتو، جمع شده به دریای شور طروج میریزد، طولش پانزده فرسنگ باشد. آب جغتو، از کوههای کردستان به حدود ده سیاه کوه برمیخیزد و بر ولایت مراغه گذشته، به آب صافی و آب تغتو در دریای شور طروج میریزد، طولش بیست فرسنگ باشد. و نیز در ذیل ذکر بحیرات ایران آورده که: بحیره چیچست، به ولایت آذربایجان، آن را دریا شور گویند، بلاد ارومیه و اشنویه و دهخوارقان و طروج و سلماس بر ساحل اوست و در میانش جزیره ای و بر آنجا کوهی است که مدفن پادشاهان مغول است، آبهای تغتو و جغتو و صافی و سراورود در او میریزد، دورش چهل وچهار فرسنگ باشد. ( نزهةالقلوب چ اروپا ص 223، 224، 241 ).

جمله سازی با طروج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون عرفانی قدیمی، طروج روح به سوی کمال و تعالی، یکی از مراحل بسیار دشوار و در عین حال لذت‌بخش مسیر معنویت است.

💡 شاعر با استفاده از استعاره‌های پیچیده، از طروج و اوج‌گیری احساسات در هنگام دیدار با محبوب در اشعار خود یاد کرده است.

💡 رشد و طروج اندیشه بشری در طول قرن‌ها، نتیجه تعامل میان فرهنگ‌های مختلف و تبادل دانش در جوامع مختلف بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران