لغت نامه دهخدا
رشین. [ رُ ش َ ] ( اِخ ) نام قریه ای به جرجان. ( یادداشت مؤلف ) ( از معجم البلدان ). دهی است، از آن ده است ادریس بن ابراهیم رشینی جرجانی. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ترجمه سفرنامه رابینو ص 162 شود.
رشین. [ رُ ش َ ] ( اِخ ) نام قریه ای به جرجان. ( یادداشت مؤلف ) ( از معجم البلدان ). دهی است، از آن ده است ادریس بن ابراهیم رشینی جرجانی. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ترجمه سفرنامه رابینو ص 162 شود.
نام قریه به جرجان دهی است از آن ده است ادریس بن ابراهیم رشینی جرجانی