جولیدن
متضادها
ثبات، استقرار
لغت نامه دهخدا
جولیدن. [ دَ ] ( مص ) بر وزن و معنی ژولیدن است که از هم رفتن و پریشان شدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به ژولیدن شود.
فرهنگ معین
(جُ دَ ) نک ژولیدن.
فرهنگ عمید
=ژولیدن
ثبات، استقرار
جولیدن. [ دَ ] ( مص ) بر وزن و معنی ژولیدن است که از هم رفتن و پریشان شدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به ژولیدن شود.
(جُ دَ ) نک ژولیدن.
=ژولیدن