تذمیر

لغت نامه دهخدا

تذمیر. [ ت َ ] ( ع مص ) اندازه کردن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). اندازه کردن چیزی. ( المنجد ). || دست در فرج اشتر کردن تا بچه نر است یا ماده. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || لمس کردن مذمره. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به مذمر شود.

فرهنگ فارسی

اندازه کردن کار. اندازه کردن چیزی. یا دست در فرج اشتر کردن تا بچه نر است یا ماده. یا لمس کردن مذمره.