لغت نامه دهخدا
تالسقیسر. [ ل ِ ] ( معرب، اِ ) حرف است. ( فرهنگ فهرست مخزن الادویه ص 8 ). محرف «تالسفیس » ( تالسب ) است. رجوع به تالسب و تالسفیس و تالسقیس و تالسفیسیر و تالسقیر شود.
تالسقیسر. [ ل ِ ] ( معرب، اِ ) حرف است. ( فرهنگ فهرست مخزن الادویه ص 8 ). محرف «تالسفیس » ( تالسب ) است. رجوع به تالسب و تالسفیس و تالسقیس و تالسفیسیر و تالسقیر شود.