بستن دل
رنجاندن، دلآزرده کردن، یا در برخی کاربردها دل را به چیزی/کسی دادن و وابسته کردن. بسته به بافت جمله، میتواند معنای احساسیِ منفی یا مثبت داشته باشد.
مترادفها
دل باختن، عاشق شدن
متضادها
دل کندن
رنجاندن، دلآزرده کردن، یا در برخی کاربردها دل را به چیزی/کسی دادن و وابسته کردن. بسته به بافت جمله، میتواند معنای احساسیِ منفی یا مثبت داشته باشد.
دل باختن، عاشق شدن
دل کندن