لغت نامه دهخدا
قایف. [ ی ِ ] ( ع ص ) پی شناس. رجوع به قائف شود.
قایف. [ ی ِ ] ( ع ص ) پی شناس. رجوع به قائف شود.
(یِ ) [ ع. قائف ] (اِفا. ) ۱ - قیافه شناس. ۲ - پی شناس، پی بر. ج. قافَه، قایفین (قائفین ).
( اسم ) ۱ - قیافه شناس ۲ - پی شناس پی بر جمع: قافه قایفین ( قائفین ).
قافَه، قایفین (قائفین)
قیافه شناس.
پی شناس، پی بر.