لغت نامه دهخدا
اقاط. [ اِ ] ( ع ص، اِ ) وِقاط. ج ِوَقیط، بمعنی مرد گران جسم کسل مند از بیخوابی شب. ( منتهی الارب ). رجوع به وقیط شود. || ج ِ وَقْط، بمعنی گو در زمین درشت یا گو که آب گرد آید در آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وَقْط شود.
اقاط. [ اِ ] ( ع ص، اِ ) وِقاط. ج ِوَقیط، بمعنی مرد گران جسم کسل مند از بیخوابی شب. ( منتهی الارب ). رجوع به وقیط شود. || ج ِ وَقْط، بمعنی گو در زمین درشت یا گو که آب گرد آید در آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وَقْط شود.
جمع وقیط. بمعنی مرد گران جسم کسل مند از بیخوابی شب.