اعتراش

لغت نامه دهخدا

اعتراش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برشدن تاک بر وادیج. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).( آنندراج ). بر چفته شدن انگور. ( تاج المصادر بیهقی ). برشدن انگور بر چوب بندی که تاک بر بالای آن اندازند. ( از متن اللغة ). || عریش ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). برپا ساختن عریش. ( ازمتن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). وادیج بستن. و وادیج چوب بندی را گویند که تاک انگور را بالای آن اندازند. ( آنندراج ). || بر ستور سوار شدن. ( آنندراج ). سوار شدن بر ستور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

برشدن تاک بر وادیج. بر شدن تاک بر وادیج. بر چفته شدن انگور. بر شدن انگور بر چوب بندی که تاک بر بالای اندازند. یا عریش ساختن.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز