لغت نامه دهخدا
جاربردی. [ ب َ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به جاربرد. صاحب غیاث گوید: جاربردی بفتح بای موحده؛ نام شرح شافیه و این منسوب است به جاربرد که شهری است و لفظ جاربرد معرب چارپرد است که به جیم فارسی و بای فارسی است و کسانی که جاربردی بکسر با خوانند خطا است. ( از غیاث اللغات ). و مرحوم قزوینی در حاشیه شدالازار ذیل ترجمه فخرالدین جاربردی چنین آرد: ما نتوانستیم معلوم کنیم که «جاربردی » نسبت به کجا و چیست ؟ در تلخیص معجم الالقاب ابن الفوطی این کلمه «جاربرتی » به تاء مثناة فوقانیه قبل از یاء نسبت بجای دال مرقوم است و از این املا و این هیئت کلمه شاید بتوان احتمال داد که جاربرت یا جاربرد نام یکی از قرا یا قصبات ارمنستان وآسیای صغیر بوده ( یا هنوز هم هست ) و کلمه، کلمه ای ارمنی باشد، نظیر خرتبرت و بابرت، در کشف الظنون چ استانبول سنه 1311 هَ.ق. ج 2 ص 44 در عنوان «الشافیة فی التصریف » این کلمه مکرراً و مطرداً چارپردی با جیم فارسی و باء فارسی چاپ شده است و شاید این املاء نزدیکتر به اصل تلفظ این کلمه بوده است. ( حاشیه شدالازار چ قزوینی ص 363 ). باز مرحوم قزوینی در حواشی ملحق به آخر شدالازار چنین آرد: در خصوص نسبت «جاربردی » مادر همان حاشیه ( حاشیه ص 363 شدالازار ) نوشته ایم که با فحص شدید نتوانستیم معلوم کنیم که جاربردی نسبت به کجا و به چیست، ولی بعدها یکی از دوستان جلب نظر مارا به این فقره نمود که ظاهراً نام قلعه جاربرد یکی دو مرتبه در کتاب معروف «سیرة السلطان جلال الدین منکبرنی » تألیف محمدبن احمد نسوی منشی پادشاه مزبور برده شده است و از آنجا صریحاً معلوم میشود که قلعه جاربرد از مضافات اران بوده است یعنی ناحیه وسیع واقع در شمال رود ارس و شمال آذربایجان و محصور بین رود ارس از جنوب و رود کر از شمال که از دوره مغول ببعد قسمت شرقی آن ناحیه موسوم به قراباغ گردید و از شهرهای مشهور آن ولایت گنجه و بردع و شمکور و نخجوان بوده است. مؤلف مزبور در ص 230 از کتاب مذکور گوید: «ذکر حبس السلطان شرف الملک بقلعة جاری برد و قتله بعد شهر او اکثر». «کان السلطان لما قارب جاریبرد و هومن مضافات اران و قد عزم اَن ْ یحبس شرف الملک بها رکب الیها لینظر فی حالها». و قبل از این در ص 156 نیز باز ذکری از این قلعه جاربرد آمده است منتهی آنجا باتنقیط فاسد چاپ شده است. عین عبارت او این است: «ذکر فتح شرف الملک آذربیجان و اران و السلطان بالعراق... و تسلم من نائبه شمس الدین کرشاسف قلعتی هزل و جاریزد من اعمال اران الخ - انتهی به اختصار. ( شدالازارصص 548 - 551 ). و رجوع به احمدبن حسن جاربردی شود.