کوپایه

مترادف‌ها

کاسه، جام، پیاله، پیمانه، فنجان

لغت نامه دهخدا

کوپایه. [ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) مخفف کوهپایه: مشابهت طور سینین جز از اطواد شوامخ کوپایه اش بی فروغ نماید. ( عنایت نامه جلال الدین دهستانی از جنگی قدیم از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوه پایه شود.

جمله سازی با کوپایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مراسم‌های سنتی و قدیمی، پادشاه معمولاً از یک کوپایه طلای پر از شراب برای جشن گرفتن پیروزی‌های بزرگ خود در میان سربازانش استفاده می‌کرد.

💡 آن حکیم پیر، با آرامش تمام از کوپایه چای خود جرعه‌جرعه نوشید و سپس شروع به بیان داستان‌های شگفت‌انگیز از سفرهای دوردست خود در جهان کرد.

💡 شاعر در اشعار خود اغلب از کوپایه پر از می و گل‌های سرخ استفاده می‌کند تا فضای رمانتیک و شاعرانه داستان‌های خود را به زیبایی تصویرسازی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران