لغت نامه دهخدا مستنقی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) بسیار تنقیه کننده خود را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنقاء شود.مستنقی. [ م ُ ت َ قا ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استنقاء. پاک. پاکیزه. نظیف. و رجوع به مستنقا و استنقاء شود.