کلمهی مستنقا/مستنقی در فارسی به معنای پاکیزه و پاک است، این واژه ریشه در عربی دارد و به صورت صفت برای توصیف چیزی تمیز و بینقص نیز به کار میرود. در متون کلاسیک فارسی، «مستنقا» به معنای پاکی و خلوص اشاره شده و با مفاهیمی چون طهارت و پاکیزگی روح و جسم مرتبط است. این واژه در ادبیات عرفانی و اخلاقی بیشتر کاربرد دارد و نشاندهنده صفات مطلوب و انسانی، مانند پاکدامنی و خلوص نیت است. در اشعار و متون کلاسیک، مستنقا نماد پاکی روح و دوری از خباثت و پلیدی است. همچنین، این واژه در متون فقهی و اخلاقی نیز برای توصیف اعمال یا مکانهای پاک به کار رفته است. این اصطلاح در مکالمه روزمره کمتر دیده میشود و بیشتر در متون ادبی، عرفانی و فلسفی کاربرد دارد.
مستنقا
لغت نامه دهخدا
مستنقا. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مستنقی. پاکیزه. پاک:
ز آنکه حلوا گرمی و صفرا کند
سیلیش از خبث مستنقاکند.مولوی ( مثنوی ).رجوع به مستنقی شود.
جمله سازی با مستنقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانک حلوا بیاوان صفرا کند سیلیش از خبث مستنقا کند