تحریض کردن

مترادف‌ها

تحریک کردن، ترغیب کردن، تشویق کردن، وادار کردن، برانگیختن

متضادها

تحریض: بازداشتن، منع کردن

لغت نامه دهخدا

تحریض کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرم کردن. تشویق کردن. راغب کردن کسی را برای کاری: یکدیگر را بر عرفان قدر و خانه کریم و کرم عمیم او تحریص و تحریض کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 226 ). رجوع به تحریض و تحریض دادن شود.

فرهنگ فارسی

گرم کردن تشویق کردن

جمله سازی با تحریض کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخنرانی‌های تند و تحریک‌آمیز برخی از افراد، هدف اصلی‌شان تحریض کردن مردم به خشونت و درگیری‌های بیهوده برای رسیدن به منافع شخصی و سیاسی بود.

💡 قانون در بسیاری از کشورها، عمل تحریض کردن دیگران به ارتکاب جرم یا تخریب اموال عمومی را یک جرم جدی و قابل مجازات می‌داند.

💡 نباید با استفاده از کلمات نامناسب و اخبار دروغین، سعی در تحریض کردن افکار عمومی نسبت به گروه‌های مختلف جامعه و ایجاد تفرقه و دشمنی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران