تحریض دادن

مترادف‌ها

تحریک کردن، ترغیب کردن، وادار کردن

متضادها

بازداشتن، منع کردن، منصرف کردن

لغت نامه دهخدا

تحریض دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تحریض کردن: و همه را به تشریفات گرانمایه و مزید اقطاعات موعود گردانید و بر قمع و قهر آن مخاذیل تحریص و تحریض داد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 41 ). و اولیای دولت رابر اقتصاص و اقتناص او تحریض داد. ( ایضاً ص 418 ).

فرهنگ فارسی

تحریض کردن

جمله سازی با تحریض دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در این دو سکه بر خلاف سایر مسکوکات، نامی از امیران سامانی آورده نشده‌است و دلیل این کار می‌تواند این باشد، که دگرگونی‌های به وجود آمده در بخارا و ظهور مدعیان جدید و تضعیف موقعیت امیر سامانی، زمامداران هر منطقه از جمله خوارزم را به عصیان و خودمختاری تحریض می‌کرد و دلیل دیگرش می‌تواند کینهٔ ابوسعید از زندانی شدنش در دربار سامانی باشد و چون فرصت یافت نام امیران سامانی را یاد نکرد..

💡 بهر تحریض بندگان یزدان از بد و نیک شاکر و شاکیست

💡 برخی از افراد با استفاده از سخنان تحریک‌آمیز، سعی در تحریض دادن دیگران به انجام اعمال خشونت‌آمیز و غیرقانونی در فضای جامعه دارند.

💡 دادگاه برای بررسی جرم، تلاش‌های متهم در تحریض دادن شاهدان برای تغییر دادن اظهارات خود را به دقت مورد بررسی و تحقیق قرار داد.

💡 مربیان ورزشی باید مراقب باشند که رفتارهای آن‌ها منجر به تحریض دادن بازیکنان به سمت بازی‌های ناعادلانه یا برخورد فیزیکی نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران