لغت نامه دهخدا
( آکندگی ) آکندگی. [ ک َ دَ / دِ ] ( حامص ) پُری. انباشتگی. امتلاء معده. رودِل. || جمعیت، مقابل پراکندگی و تفرقه: روزگار چندان جمعیت و آکندگی را بتفرقه و پراکندگی رسانید. ( تاریخ طبرستان ).
- آکندگی بازو یا ران و جز آن؛ گوشتناکی او.
( آکندگی ) آکندگی. [ ک َ دَ / دِ ] ( حامص ) پُری. انباشتگی. امتلاء معده. رودِل. || جمعیت، مقابل پراکندگی و تفرقه: روزگار چندان جمعیت و آکندگی را بتفرقه و پراکندگی رسانید. ( تاریخ طبرستان ).
- آکندگی بازو یا ران و جز آن؛ گوشتناکی او.
( آکندگی ) انباشتگی، پُری.
( آکندگی ) ۱ - حالت و کیفیت آکنده عمل آکنده. ۲ - پری معده امتلائ معده رودل. ۳ - جمعیت مقابل پراکندگی تفرقه. ۴ - گوشتناکی پرگوشتی: آکندگی بازو.
پری انباشتگی