اصاره

لغت نامه دهخدا

( اصارة ) اصارة. [ اِ رَ ] ( ع مص ) اصارة چیزی؛ به چیزی تغییر دادن و دگرگون کردن آن از صورتی به صورت دیگر یا از حالتی به حالت دیگر. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). تصییر. بازگرداندن چیزی را ومیل دادن او را بسوی آن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). گردانیدن و بچسبانیدن. ( تاج المصادر ). || کژ کردن یا شکستن چیزی را. ( منتهی الارب ). اَصارَه ُ؛ اماله او هده. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) میخ طناب. || گیاه. ( اقرب الموارد ). و رجوع به اصار شود.

فرهنگ فارسی

اصاره چیزی یا بچیزی تغییر دادن و دگرگون کردن آن از صورتی بصورت دیگر یا از حالتی بحالت دیگر. تصییر.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز