کژ کردن
مترادفها
کج کردن، منحرف کردن، خم کردن
متضادها
صاف کردن
لغت نامه دهخدا
کژ کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعویج. ( دهار ). منحنی کردن. پیچیدن. کج کردن. ( ناظم الاطباء ). ناراست کردن. پیچان کردن:
بشنو پند بدین اندر و بر حق بایست
خویشتن کژ مکن و خیره چو آهو مگراز.ناصرخسرو. || بجانبی متمایل ساختن. میل دادن بسویی: اکفاد، کژ کردن خنور را تا آنچه در وی باشد بریزد. ( منتهی الارب ). اصغاء، کژ کردن خنور را بوقت ریختن. ( منتهی الارب ).
- کژ کردن دهن؛ بقصد ریشخند و استهزا، شکل کج بدهان دادن:
آن دهن کژ کرد و از تسخر بخواند
نام احمد را دهانش کژ بماند.مولوی.
فرهنگ فارسی
تعویج. منحنی کردن. پیچیدن
جمله سازی با کژ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام هفت کچلون به دلایل مختلف در بسیاری از وقایع تاریخ معاصر ایران ذکر شدهاست. از دعوای خونین و معروف دو گنده لات و جاهل معروف تهران: طیّب خان (طیب حاج رضایی) و حسین رمضون یخی (حسین اسمعیلی پور) که هفت کچلون در آن به نفع حسین رمضون یخی وارد میدان شدند گرفته تا به هم ریختن راهپیماییها و گردهم آییهای خیابانی حزب توده و جبهه ملی و سایر گروههای چپگرا... به دست لاتها و چاقوکشهای جنوب شهر تهران؛ و از به هم ریختن کابارهها و کافههای تهران که در نمونهای شاخص از آن هفت کچلون به منظور دلبری از مهوش خوانندهٔ معروف موقع اجرای برنامهٔ او در کافه جمشید تهران، با دستههایی دیگر از جاهلها و داش مشدیهای تهران درگیر شدند و دعوایی بزرگ و خونین و به یاد ماندنی به راه انداختند گرفته تا حضور فعال و چشمگیر در هیئتها و دستههای عزاداری جنوب شهر تهران و... همه و همه بهانههایی برای یاد کردن از هفت کچلون در تاریخ سیاسی و اجتماعی دوران معاصر و نقل داستانهای آنها در فرهنگ فولکلور به شمار میآید.