لغت نامه دهخدا
گزند رسانیدن. [ گ َ زَ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) گزند رساندن. صدمه زدن. اضرار. رجوع به گزند رساندن شود.
گزند رسانیدن. [ گ َ زَ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) گزند رساندن. صدمه زدن. اضرار. رجوع به گزند رساندن شود.
( ~. رَ دَ ) (مص م. ) صدمه زدن، گزند رساندن.
( مصدر ) آسیب رساندن صدمه زدن.
صدمه زدن، گزند رساندن.