گزند رسانیدن
مترادفها
آسیب زدن، صدمه زدن
متضادها
سود رساندن، نفع رساندن، خیر رساندن، یاری رساندن
لغت نامه دهخدا
گزند رسانیدن. [ گ َ زَ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) گزند رساندن. صدمه زدن. اضرار. رجوع به گزند رساندن شود.
فرهنگ معین
( ~. رَ دَ ) (مص م. ) صدمه زدن، گزند رساندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آسیب رساندن صدمه زدن.
ویکی واژه
صدمه زدن، گزند رساندن.