لغت نامه دهخدا
گاوگان. ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش دهخوارقان شهرستان تبریز و در شمال باختری بخش و خاور دریاچه ارومیّه واقع، از شمال به دهستان ممقان، از جنوب به دهستان شیرامین، از خاور به بخش اسکو، از باختر به دریاچه ارومیه محدود میباشد. آب و هوای این دهستان بواسطه مجاورت با دریاچه ارومیّه مرطوب و مالاریائی بوده و قراء آن در جلگه واقع و خط آهن و شوسه تبریز و مراغه از این دهستان عبور مینماید. آب دهستان آنجا از چشمه و قنات و رود آذرشهر تأمین میشود. محصول عمده آن غلات، انگور، بادام، گردو و زردآلو میباشد. این دهستان از 15 آبادی بزرگ و کوچک که نفوسش جمعاً 10256 تن است، تشکیل شده. قراء عمده آن قاضی جهان، تیمورلو، دستجرد میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گاوگان. ( اِخ ) قصبه ای از دهستان گاوگان بخش دهخوارقان شهرستان تبریز، واقعدر 7 هزارگزی شمال باختری دهخوارقان و مرکز دهستان گاوگان در مسیر شوسه تبریز مراغه، جلگه، معتدل، دارای 3096 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و رودخانه دهخوارقان، محصول آنجا غلات و حبوبات و کشمش و بادام وزردآلو. شغل اهالی زراعت و گله داری و استخراج نمک از آب دریاچه ارومیّه است. دارای دو کارخانه کالیفرنی و مختصر پارچه بافی دستی و دبستان و شعبه تلفون و35 باب مغازه و دکان و اداره آمار و دارائی است. ارتفاع 1340 گز خط آهن مراغه و تبریز از هزارگزی باختر آن عبور میکند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).