لغت نامه دهخدا
ژابیز. ( اِ ) رجوع به ژابیژ شود.
ژابیز. ( اِ ) رجوع به ژابیژ شود.
اسم: ژابیز (دختر، پسر) (کردی) (طبیعت) (تلفظ: žābiz) (فارسی: ژابيز) (انگلیسی: zhabiz)
معنی: دارویی گیاهی، نام گیاهی و دارویی گیاهی که به بومادران ( بوی مادران ) معروف است، اشک آتش
دارویی است که آن را بوی مادران گویند. (برهان). رجوع به بوی مادران شود.
سرشک آتش و آن قطرههای آب است که از هیزم تر در هنگام سوختن میچکد. شراره ٔ آتش. ژابیژ، ابیز. (برهان).