واژه «چشم باختن» در زبان فارسی یک ترکیب قدیمی و ادبی است که در متون کهن به کار رفته و معنای اصلی آن از دست دادن بینایی یا کور شدن است. این عبارت زمانی استفاده میشود که فرد به هر دلیل توانایی دیدن خود را از دست بدهد و چشم او نابینا شود. در منابع لغوی، «چشم باختن» به عنوان کنایهای از نابینا شدن نیز آمده است و در کنار واژههایی مانند «چشم سفید شدن» و «چشم شکستن» به کار رفته است. این ترکیب در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار شاعران، برای بیان حالت اندوه، آسیب شدید یا از دست رفتن نعمت بینایی استفاده شده است. در برخی کاربردهای ادبی، این واژه علاوه بر معنای ظاهری، میتواند بار کنایی و استعاری نیز داشته باشد و به معنای از دست دادن توانایی درک یا دیدن حقیقت نیز به کار رود. در لغتنامههای قدیم، تأکید اصلی این واژه بر نابینا شدن و از بین رفتن نور چشم است و آن را معادل کور شدن دانستهاند. شاعران کلاسیک فارسی از این تعبیر برای بیان شدت تأثر، رنج یا مصیبت استفاده میکردند و آن را در قالب تصویرهای ادبی به کار میبردند. از نظر ساختاری، این ترکیب از دو واژه «چشم» و «باختن» تشکیل شده است که «باختن» در اینجا به معنای از دست دادن و دچار خسارت شدن است. بنابراین مفهوم کلی آن به معنای از دست دادن چشم یا بینایی است. در مجموع، «چشم باختن» واژهای ادبی و کهن است که به معنای کور شدن و از دست دادن نور چشم به کار میرود و در ادبیات فارسی نیز برای بیان حالتهای شدید اندوه و آسیب استفاده شده است.
چشم باختن
لغت نامه دهخدا
چشم باختن. [ چ َ / چ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف چشم سفید شدن و چشم شکستن. ( آنندراج ). کنایه از کور شدن. از دست دادن نور چشم:
نیست کاری بر کسی دل رامصفا ساختن
باخت چشم آن کس که این آیینه را پرداز کرد.صائب ( از آنندراج ).رجوع به چشم سفید شدن و چشم شکستن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کور شدن.
مرادف چشم سفید شدن و چشم شکستن. کنایه از کور شدن.