چاپارچی باشی

مترادف‌ها

رئیس قاصدان، فرمانده چاپارها

لغت نامه دهخدا

چاپارچی باشی. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) چپرچی باشی. رئیس چاپارچی ها. || کنایه از اشخاص شتابکار و عجول.

فرهنگ فارسی

چپرچی باشی. رئیس چاپارچی ها. یا کنایه از اشخاص شتابکار و عجول.

جمله سازی با چاپارچی باشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران باستان و قرون وسطی، چاپارچی باشی مسئولیت نظارت بر تمام قاصدها و اطمینان از سرعت رسیدن پیام‌های پادشاه به مناطق دورافتاده و مرزی را بر عهده داشت.

💡 داستان‌های قدیمی حکایت می‌کنند که چاپارچی باشی با دقت بسیار زیادی تمام نامه‌های محرمانه را در میان نیروهای خود جابه‌جا می‌کرد تا از امنیت اطلاعات اطمینان یابد.

💡 مدیریت سیستم‌های اطلاع‌رسانی در دوران پیش از تلگراف و تلفن، وظیفه‌ای بسیار دشوار بود که بر عهده مسئولانی نظیر چاپارچی باشی در دربار قرار داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران