پی بندی شدن
مترادفها
متصل شدن، پیوند خوردن، وصل شدن
متضادها
جدا شدن، گسسته شدن، قطع شدن
لغت نامه دهخدا
پی بندی شدن. [ پ َ / پ ِ ب َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) بسته شدن پی و بنیاد دیوار دررفته با سنگ و آهک و سیمان و جز آن. رجوع به پی بندی شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بسته شدن پی و بنیاد دیوار در رفته با سنگ و آهک و سیمان و غیره.