لغت نامه دهخدا
پی بندی. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل محکم کردن پی بنا با سنگ و آهک و سیمان و امثال آن. عمل بستن پی. با فعل کردن و شدن صرف شود.
پی بندی. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( ص نسبی مرکب، اِ مرکب ) ذوات الارجل المفصلیة. ج، پی بندیان.
پی بندی. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل محکم کردن پی بنا با سنگ و آهک و سیمان و امثال آن. عمل بستن پی. با فعل کردن و شدن صرف شود.
پی بندی. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( ص نسبی مرکب، اِ مرکب ) ذوات الارجل المفصلیة. ج، پی بندیان.
عمل محکم کردن پی دیوار یا پایۀ ساختمان.
۱- عمل پی بندمحکم کاری پی بنا با سنگ و آهک و سیمان و غیره. ۳- عمل بستن پی.
💡 در اینترنت هیچ نظارت مرکزی چه بر امور فنی و چه بر سیاستهای دسترسی و استفاده وجود ندارد. هر شبکه تشکیل دهنده استانداردهای خود را تدوین میکند. تنها استثنا در این مورد دو فضای نام اصلی اینترنت، نشانی پروتکل اینترنت و سامانه نام دامنه است که توسط سازمانی به نام آیکان، راهبری میشوند. وظیفه پی بندی و استانداردسازی پروتکلهای هستهای اینترنت، پروتکل اینترنت نسخه ۴ و پروتکل اینترنت نسخه ۶ بر عهده گروه ویژه مهندسی اینترنت است که سازمانی بینالمللی و غیرانتفاعی است و هر فردی میتواند در وظایفشان با آن مشارکت کند. تیم برنرز لی مخترع وب بود که در سال ۱۹۹۱ اولین وب سایت را در شبکه قرار داد.