پرستاروش
فرهنگ عمید
۱. پرستارمانند، مانند پرستار.
۲. مانند غلام و برده.
فرهنگ فارسی
پرستارفش:پرستارمانند، مانندکنیزوغلام
مانند پرستار پرستاروار پرستارفش.
۱. پرستارمانند، مانند پرستار.
۲. مانند غلام و برده.
پرستارفش:پرستارمانند، مانندکنیزوغلام
مانند پرستار پرستاروار پرستارفش.