نصاف

لغت نامه دهخدا

نصاف. [ ن َ ] ( ع مص ) نَصف. نِصاف. نَصافَة. نِصافَة. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به نَصف و نِصاف شود.
نصاف. [ ن ُص ْ صا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناصف. است. رجوع به ناصف شود.
نصاف. [ ن ِ ] ( ع مص ) خدمت کردن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). نَصاف. نَصف. نَصافَة. نِصافَة. ( متن اللغة ) ( المنجد )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به نَصف شود.

فرهنگ فارسی

خدمت کردن. نصاف. نصف. نصافه.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز