نانمشیدن
لغت نامه دهخدا
نانمشیدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) از جهان کامی ندیدن و مرادی حاصل نکردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به نانمش شود.
نانمشیدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) از جهان کامی ندیدن و مرادی حاصل نکردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به نانمش شود.