نتابیدن
مترادفها
تاب نیاوردن، تحمل نکردن، طاقت نیاوردن
متضادها
تابیدن، درخشیدن، تحمل کردن
لغت نامه دهخدا
نتابیدن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل تابیدن. رجوع به تابیدن شود. || طاقت نیاوردن. برنتافتن.
فرهنگ فارسی
مقابل تابیدن یا طاقت نیارودن.
جمله سازی با نتابیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با روی کار آمدن مصالح ساختمانی جدید مانند سرامیک، موزاییک و سنگهای مرمر، به تدریج استفاده از سنگهای غار از رونق افتاد و سنگ شکنان کار خود را رها کردند و برداشت سنگ متوقف شد؛ درحالی که حاصل برداشت و استخراج آنها، پدیدهای بینظیر را به وجود آورده بود، غاری مصنوعی که توجه مردم را به خود جلب کرد و به عنوان پدیدهای بینظیر برای جذب گردشگران مطرح گردید. علاوه بر عظمت و زیبایی غار که سالانه هزاران نفر را به خود جذب میکند، خنکی نسبی محیط آن در تابستان و گرم بودن آن نسبت به محیط بیرون در زمستان، دلیل دیگری برای جذب مردم بودهاست. در تابستان به خاطر نتابیدن آفتاب و وجود دالانهای متعدد که باد در آنها کانالیزه شده و به صورت یک کولر طبیعی در میآید، دارای هوایی مطبوع و خنک است.