منفلت
مترادفها
رها شده، گریخته، آزاد شده
متضادها
مهارشده، بسته
لغت نامه دهخدا
منفلت. [ م ُ ف َ ل ِ ] ( ع ص ) آزادکرده شده و رهاکرده شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انفلات شود.
رها شده، گریخته، آزاد شده
مهارشده، بسته
منفلت. [ م ُ ف َ ل ِ ] ( ع ص ) آزادکرده شده و رهاکرده شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انفلات شود.