منتف

لغت نامه دهخدا

منتف. [ م ُ ن َت ْ ت َ ] ( ع ص ) از بیخ برکنده و پاک کنده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تنتیف شود.

فرهنگ فارسی

از بیخ بر کنده و پاک شده.

جمله سازی با منتف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او نهایتاً در کتاب روزگاران (منتشره در سال ۱۳۷۳) با باز تأیید این امر که روایت کتاب‌سوزی در تیسفون چندان قدمت ندارد، با اشاره به روحیه‌های هیجانی فاتحان، احتمال رخ دادن این مسئله را منتفی نمی‌داند. دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات دربارهٔ کتاب‌سوزی کتابخانه‌ها در ایران طی حملهٔ عرب‌ها می‌نویسد که عرب‌ها به دلیل تعصب و اعتقاد به این‌که قرآن برترین کتاب است هر کتاب غیر قرآنی را نابود کردند.

💡 در سال‌های ۱۹۹۲- ۱۹۹۳، ریاست «حزب جبهه خلق آذربایجان» دستوری داد، که موزه هنر از «کاخ ده بورو» به ساحختمانی که، امروزه وزارت خارجه جمهوری آذربایجان در آن قرار دارد، منتقل شود؛ ولی پس از مراجعه جمعی از هنرمندان به «ابوالفضل ایلچی‌بیگ» رئیس‌جمهوری وقت جمهوری آذربایجان، این دستور قبل از اجرایی شدن منتفی گردید.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز