منشغ ه تصویر معنی منشغ ه مترادفها مشغول، گرفتار، درگیر متضادها فارغ، آسوده لغت نامه دهخدا ( منشغ-ة ) منشغ-ة. [ م ِش َ غ َ ] ( ع اِ ) دارودان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به منشع شود. کلمات مرتبط متنجان منابذ دواخس ژنگدن منغلا مناجیق شغن