منشع

لغت نامه دهخدا

منشع. [ م ِ ش َ ] ( ع اِ ) دارودان که بدان دارو در بینی ریزند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مِنشعة شود.
منشع. [ م َ ش َ ] ( ع مص ) نشع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نشع شود.
منشع. [ م ُ ش َع ع ] ( ع ص ) گرگ غارت آورنده در گوسفندان. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انشعاع شود.

فرهنگ فارسی

گرگ غارت آورنده در گوسفندان.

جمله سازی با منشع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افغانستان منشع مادر و گدام وراثت بسیاری گیاهان است.

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز