لغت نامه دهخدا
مقمرپیشه. [ م ُ ق َم ْ م ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) قمارباز و به زعم بعضی از محققین تحریف مقامرپیشه. ( آنندراج ):
آن مقمرپیشه را نازم که او
مهره ام در عین ششدر می زند.باقر کاشی ( از آنندراج ).
مقمرپیشه. [ م ُ ق َم ْ م ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) قمارباز و به زعم بعضی از محققین تحریف مقامرپیشه. ( آنندراج ):
آن مقمرپیشه را نازم که او
مهره ام در عین ششدر می زند.باقر کاشی ( از آنندراج ).
قمار باز و به زعم بعضی از محققین تحریف مقامر پیشه.