واژه «مغکب» یا «مغکب» اصطلاحی در علم منطق است که بهصورت رمز و کوتهنوشت برای بیان ویژگیهای یک قضیه یا استدلال به کار میرود. منطقدانان برای آسانتر کردن بیان انواع قضایا و شکلهای مختلف قیاس، گاهی از نشانهها و اختصارهایی استفاده میکنند که «مغکب» یکی از آنها است. این اصطلاح از دو بخش تشکیل شده است: «مغ» که مخفف «موجبه صغری» است و به این معنا اشاره دارد که قضیه صغری یا مقدمه نخست، مثبت و اثباتی است؛ و «کب» که مخفف «کلیه کبری» است و نشان میدهد قضیه کبری یا مقدمه دوم، کلی و فراگیر است. بنابراین، هنگامی که از «مغکب» سخن گفته میشود، منظور وضعیتی است که در آن مقدمه صغری دارای حکم مثبت و مقدمه کبری دارای حکم کلی باشد. این اصطلاح بیشتر در بررسی ساختار قیاسها و ارزیابی درستی استدلالهای منطقی کاربرد دارد. استفاده از چنین رمزهایی باعث میشود ویژگیهای قضایا به شکلی کوتاه و دقیق بیان شوند. ازاینرو، «مغکب» را میتوان نشانهای منطقی برای توصیف نوع خاصی از ترکیب مقدمات در یک قیاس دانست که در آن صغرای قیاس موجبه و کبرای آن کلی است.
مغ کب
لغت نامه دهخدا
مغکب. [م ُ ک ُ ] ( اِ ) در منطق رمز است از «موجبه صغری و کلیت کبری ». ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
مغکب اول خین کب ثانی و مغکاین سوم
در چهارم مین کغ یا خین کاین شرط دان.
رجوع به حاشیه ملا عبداﷲ شود.
فرهنگ فارسی
در منطق رمز است از [ موجبه صغری و کلیت کبری ].